فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

223

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

تا به نداى : « 1 » لبّيك و الرّغباء اليك ، طريق رضا جوييم . و لهذا عزايم خاطر همايون بر اين معنى تصميم يافته كه در حجّهء اثنين و تسعين و ثمانما [ ئه ] ( 892 ) تجهيز محمل مبارك فرموده از دار السّلام بغداد كه اقرب طرق موصل به جمال كعبه است ، روانه گردانيم . بايد كه به ورود اين بشارت مبتهج بوده ، هركس « 2 » را شعف و غرام در خاطر مضمر باشد ( 117 - پ ) احرام اين سفر فرخنده اثر بسته توجّه نمايد و از [ باب ] « 3 » اظهارا لكمال الإعتناء فى شأنهم ، حكم فرموديم كه در ممالك محروسه هر كس از اين فريق جليل القدر به هر جا نزول و حلول نمايند ، مقدم ميمون او را به خطوات تعظيم و اجلال تلقّى و استقبال كنند و از جهت « 4 » ايشان در رفتن و آمدن تمغا و باج و راهدارى « 5 » و سوقاتى و بخته « 6 » باشى و سلامى « 7 » و غير ذلك مطالبت ننمايند و پيرامون بارهاى ايشان نگردند ، و به تمغا خانه نبرند و ايشان را از جميع تكاليف [ ديوانى ترخان و مرفوع القلم دانند و در بلاد تكليف ] ملاقات « 8 » امرا و حكّام ننمايند و از ايشان سند و امضاى امرا و الكا نطلبند و سواد اين حكم را به مهر قضات اسلام و حكّام معوّل عليه دانند . و ايلچيان و يامچيان و آينده و روندهء چهارپايان ايشان را اولاغ نگيرند و شكر و شكايت [ ايشان را ] عظيم موثر [ و مثمر ] دانند « 9 » و هر سال در اين باب نشان مجدّد نطلبند . حكّام و داروغگان و مباشران امور و اشغال « 10 » ديوانى و تمغاچيان و راهداران و باجداران و كوتوالان قلاع و مستحفظان شوارع بر اين موجب مقرّر دانند . چون فرمان همايون در اطراف ربع مسكون سمت انتشار يافت ، و خواطر ارباب اسلام از احياى شعاير ايمان استبشار پذيرفت ، عن قريب از يمن بشاير : وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ [ 22 / 27 ] طوايف عبّاد و فرق زهّاد از هر فجّ عميق

--> ( 1 ) . F : بندارى . ( 2 ) . K : كسى . ( 3 ) . PF : ندارد ، از K افزوده شد . ( 4 ) . P : جهات . ( 5 ) . P : راه دارى . ( 6 ) . P : لحته . ( 7 ) . K : اشتغال . ( 8 ) . P : ملاقات + ملاقات . ( 9 ) . K : رونده چهارپايان ايشان را به الاغ نگيرند و مواشى و مراعى و تمغا نستانند و در كل ابواب رعايت و مراقبت واجب دانند . ( 10 ) . P : سلومى ، خوانده مىشود .